تبلیغات
...::: Ne0n Digital Network :::... - یک سال گذشت
دانلود

نرم افزار گرافیکی
نرم افزار صدا و تصویر
نرم افزار مالتی مدیا
نرم افزار قفل و رمز گذاری
نرم افزار امنیتی
نرم افزار چت و یاهو

نرم افزار کاربردی اینترنت

نرم افزار کاربردی ویندوز

نرم افزار انتی ویروس

کتاب های الکترونیکی


کامپیوتر و اینترنت

ترفندهای ویندوز
ترفندهای ریجستری
ترفندهای اینترنت
ترفندهای یاهو و چت

آموزش طراحی با فتوشاپ

معرفی و قیمت سخت افزار

هک و امنیت

فیلم های اموزشی
مقالات هک

برنامه های هک

اموزش هک سایت و وبلاگ

مقالات امنیت

برنامه های ضد هک

موبایل

ترفتدهای موبایل
نرم افزار موبایل

تم موبایل

کلیپ های موبایل

معرفی گوشی موبایل

بازی

معرفی بازی
دانلود بازی
ترفندهای بازی
کدهای تقلب بازی

موزیک و فیلم

موزیک ایرانی
موزیک خارجی
رپ

کلیپ های تصویری

فیلم

عکس

عکس ماشین
عکس طبیعت
عکس ورزشکاران و بازیگران
عکس عاشقانه

عکس سه بعدی
عکس خوانندگان

برنامه نویسی

ویژال بیسیک
Prel
PHP
C++ , C

وب وHtml

قالب میهن بلاگ
قالب بلگفا
قالب پرشین بلاگ
کدهای جاوا اسکریپت

آموزش HTML

متفرقه

اخبار وبلاگ
جواب سوالات
معرفی سایت

اخبار ایران و جهان
اعلام نتایج نظر سنجی


در صورت هر گونه اختلال یا مشكل در سایت به ما اطلاع دهید.
 
اضافهحذف
بازدیدهای دیروز: 4
كل بازدیدها: 5
كل نظرات:
تعداد پست ها :
ایجاد صفحه: - ثانیه
لوگو ما

تاریخ تآسیس : 10/3/1386

اگر از كسی دلسرد شدی كسی را دل سرد نكن ! "از خودم"

....::: بسم الله الرحمن الرحیم :::....
دوستان عزیز برای ورود به سایت ما اینجا کلیک کنید

یک سال گذشت....
یه شب خواب دیدم که یکی از دوستام مرده ... از خواب پریدم , تو خواب گریه کرده بودم صورتم خیس بود , عرق سردی رو بدنم نشسته بود . صبح که شد به دوستم زنگ زدم حالش خوب بود خیالم راحت شد تا اینکه : 
روز چهارشنبه مورخ 18 مرداد ماه سال 1385 بود که خبر اوردن فرشته ای از میان ما رفت ... نه او فرشته نبود مسعود فرا تر از فرشته بود  . انسانی دست  نیافتنی . به راستی که خداوند گل چین گلزار است .الان فقط عکس ها و مهربانی ها و گذشت ها ی مسعود هست که به خاطره تبدیل شده .
روز وحشتناکی بود وقتی خبر رو شنیدم بهت زده و مبهوت به نقطه ای خیره شده بودم ... اخه چرا باید نوجوانی 15 ساله که هنوز خدا میدونه چه ارزوهایی داشت به این زودی از این دنیا بره . نمی دونستم باید چه کار کنم . گیج و سر در گم بودم . با اینکه خیلی با مسعود نبودم ولی از بچگی با هم دوست بودیم ؛ خیلی زیاد
حقیقتا ناراحتی و اشک های ما برای خودمون هست که همچین عزیزی رو از دست داده بودیم و اون دیگه بین ما نیست ولی مسعود به کمال معنویت رسیده بود و مطمئنم که الان خودش خوشنود هست
شب قبل از این ماجرا مادر مسعود خواب دیده بود که دایی شهید مسعود به اون می گفت می خواد مسعود رو بره ... به اوج ...به اسمونا و همین اتفاق هم افتاد , مسعود رفت و ما رو تنها گذاشت ... ما رو تو این دنیای  خاکی و خیانت و دروغ تنها گذاشت--- رفت
تو مراسم تشیع مسعود خیلی شرکت کرده بودن ... اقوام , اشنایان و دوستانش  . اونجا خیلی سعی کردم گریه نکنم تا حدودی موفق شدم ولی نتونستم ... دور از چشم بقیه گریه کردم...خونه که رفتم بغد از چند ساعت بهم گفتن اینقدر تو هم نباش اونوقت که به بغضی که تو گلوم گیرکرده بود و داشت خفم می کرد منفجر شد . گریه کردم . الان هم گریه می کنم بعد از یک سال دوباره دارم گریه می کنم .

مسعود در یک حاثه وحشتناک جون خود رو از دست داد . یک کامیون با بار اجر از روی مسعود رد شده بود ... اون هنوز زنده بود . هنوز جون داشت . هنوز حرف میزد . اما...
اونو به بیمارستان رسوندن ... تمام استخونهاش از کمر تا استخوانهای ران پاش پودر شده بود دستگاهای داخلی بدنش از بین رفته بودن ... اون مرد جلو چشم های باباش مرد . ....

خدا اون رو  از همون اول بازی برنده اعلام کرد . بازی کثیف و وحشتناک زندگی .

می شه بعضی ها رو مثل اشک از چشمات بندازی.... اما نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضی ها از چشمات جاری می شه

           عمری گذشت و راه نبردم به کوی دوست
                                     مجلس تمام گشت و ندیدیم روی دوست
  گلشن مهطر است سراپا ز بوی یار
                                    گشتیم هر کجا نشنیدیم بوی دوست
          هر جا که می روی ز رخ یار روشن است
                                 خفاش وار راه نبردیم سوی دوست
 میخوارگان دلشده ساغر گرفته اند
                                        ما را نَمی نصیب نشد از سبوی دوست
گوش من و تو وصف رخ یار نشنود
                               ورنه جهان ندارد جز گفتگوی دوست
با عاقلان بگو که رخ یار ظاهر است
                                                 کاوش بس است این همه در جستجوی دوست




لینك مطلب نظرات [] 
نوشته:Neon ساعت:01:08 ق.ظ  تاریخ:پنجشنبه 18 مرداد 1386